یادداشت‌ها

یادداشت 289

از قریهء تُرکمانچای تا پایگاه شهید نوژهء همدان:

یک:
‏حالا قانون اساسی به کنار، دوستان اگر گمان می‌کنند رفاقت با روسیه در روزمبادای  جنگ با آمریکا به قدر ارزنی به دردمان می‌خورد، سخت خوش خیالند!

دو:
‏بغداد درزمان صدام، یکی از پیشرفته ترین سامانه‌های پدافند هوایی را داشت.درجنگ کویت، روس‌ها کدهایش را دودستی تقدیم آمریکا کردند،به چندغاز!

سه:
‏و کاش یکی از هموطنان همدانی می‌نوشت. وقتی غرش جت های جنگی روسی از پایگاه شکاری شهید نوژه را در خانه خود می‌شنود، احساس امنیت می‌کند یانامنی؟

چهار:
‏بعد هم خودمانیم دیگر،که هیچ کدام از سه قوه و دیگر قوای نظامی وامنیتی وغیره ما را داخل آدم حساب نکردند در اطلاع رسانی استقرار نظامیان روس. آنوقت ‏امام مدام تذکر می‌داد که مبادا مردم اخبارایران را از رادیو اسرائیل بشنوند، کجاست که ببیند ما خبر پایگاه همدان را از وزارت دفاع روسیه فهمیدیم؟

پنج:
‏ما مردمِ معمولیِ ایران از روسیه متنفریم. حتی خیلی بیشتر از آمریکا و انگلیس علیرغم همه بدیهایشان.قریه ترکمانچای از یادمان نرفته، زخم موشک‌های اسکادنیز. حضراتِ از ما بهتران نیز عنایت کنند که ‏از ترسِ مار به عقرب نباید پناه بُرد و این دلبستگی دوستانِ این وری به ارتش روسیه همانقدری بد که دلبستگی عزیزان آن وری به وفای به عهد در آمریکا

شش:
‏گفتند اگر دمشق و بغداد نجنگیم، باید درتهران و مشهدبجنگیم. حکایت حالا است. وقتی موشک‌هایشان را از خزرپرتاب کردند، باید فکر همدان را می‌کردیم و ‏راستی! این پادگان ولیعصر تهران(عشرت‌آباد سابق) نیز در جنگ جهانی دوم، محل استقرار قوای اشغالگر روس بود.در ادامه اگر لازم داشتند تعارف نکنند احیانا

هفت:
این کلمات را در سالگرد ۲۸مرداد می‌نویسم. و یادمان باشد که در حدفاصل شکست کودتای نخست در ۲۵مرداد تا طنین شوم صدای میراشرافی در رادیوایران و اعلام خبر غارت خانه دکترمصدق، چه چیز باعث شد مردم و مراجعِ پایتخت پُشتِ نهضتِ ملّی نفت را خالی کنند: تظاهرات سازمان افسران حزب توده و میتینگِ طرفدارانِ روسیه در میدانِ بهارستانِ تهران.

 

ارسال کننده: حسین دهباشی
تاریخ: 28 مرداد 1395
یادداشت 276

‏در بابِ دوهزارروزحصر و باقیِ قضایا/ حسین دهباشی

یادداشت 275

‏برای محمّدآقا و اباذرجانِ نوری‌زاد/ که این‌روزها چقدر برایشان گریه می‌کُنم/ حسین دهباشی

یادداشت 274

‏یک: ‏وقتی می‌خوانی که همزبانی به فارسی نوشته: دوستان ایرانی‌! مابرای هدر نرفتن خون یاران و روشنایی خانه‌هایمان به همدلی شما نیاز داریم! چه حالی می‌شوی؟ همان حال!

یادداشت 273

‏«ماندن در وضعیت آخر» فیلمی به شدت سیاسی است/ شهدای خان طومان سوژه فیلم بعدی / حسین دهباشی در تدارک ساخت اولین و دومین فیلم داستانگوی اجتماعی خود است که به زودی جلوی دوربین می‌روند.

یادداشت 272

‏گرچه باید سپاسگزار بود از حمایتِ قطعی و نامشروط و پیشاپیشِ مشاهیرِ اصلاح‌طلب از ریاستِ عزیز و محترمِ جمهوریِ فعلی در انتخاباتِ آتی، اما از باب سیاست‌ورزی، عجیب نیست؟

یادداشت 271

‏کلمات دست‌وپا می‌زنند. التماس می‌کنند که دستِ یکی یا چندتایشان را بگیری و بر صفحه‌ای کاغذی یا مجازی یا حالاهرچی... بنشانی. امّا می‌بینی؟ نمی‌شود! نتیجه اخلاقی و تجربیِ وقایع

یادداشت 270

‏نتیجه اخلاقی و تجربیِ وقایع

یادداشت 269

به احترامِ نام و نشانِ زیبا و مغرورِ هُما/ حسین دهباشی

یادداشت 268

لکن اینگونه نباشد، وزیرِ محترمِ اقتصاد جوری بفرماید که

یادداشت 267

شب باشد و تنها باشی و تیلیک تیلیک‌های قطار!

یادداشت 266

درآمدی بر پذیرفتن واقعیتِ ظالمانه دنیا و ضرورت بازدارندگیِ هسته‌ای: / حسین دهباشی

یادداشت 265

‏‏‏دوستان عزیزم، سرعت و اهمیت بسیار تحولات ایران و جهان، نگارنده و همفکران‌اش را تشویق کرده تا به سهم خود اثری داشته باشد، طبعا در حوزه اطلاع‌رسانی و از منظر تاریخی. قصد نهایی‌مان ایجاد یک فروند(!) خبرگزاری خصوصی و تلوزیونی آف‌لاین است با نامِ «تاریخ‌آنلاین»