یادداشت‌ها

یادداشت 279

‏در حسرتِ دوستی‌های مجازی که مثل برف آب شد در مجاورتِ دنیایِ واقعی: / حسین دهباشی

یادت هست فلانی؟ | که نه خیلی وقتِ پیش | به امیدِ یافتن روزنه‌ای نور در ظُلماتِ پیش داوری‌ها | به هوایِ یافتن پنجره‌ای تازه برای تماشای خودمان و دنیا | به خیالِ شیرین بی‌حاجت به آنکه فلک را سقف بشکافیم،... طرحی نو دراندازیم | یکی یکی به مجازستان آمدیم | یادت هست؟

انگار فيسبوکيه و پلاسیّه و تلگرامیّه | سیّاره‌ها و ستاره‌های جدیدی بود | که از جهنم دنیا به آن‌ها هبوط کرده باشی... | سرزمین‌هایی بکر و تازه... | که جای کافی برای همه سلیقه‌ها داشتند | و کسی از تو نمی‌پرسید: خانه‌ات کجاست؟ لباس‌ات چقدر قیمت دارد؟ و چندتا کتاب تا حالا ورق زده‌ای؟ و چندتا عکس یادگاری داری با فلانی یا فلانجا؟ | یادت هست؟

 یکجور جامعهء بی‌طبقه مجازی بود آن روز‌هایِ خوشِ گمنامی و دوری و دوستی! | یک مدینه فاضلهء باحال! | که برترین آدم‌ها نزدِ همگان | مهربان‌ترین و خوش‌صحبت‌ترین و مودب‌ترین و صبورترین و باشخصیت ترین‌شان بودند | یادت هست؟

آرام آرام داشتیم | قدر می‌شناختیم |  دوستی با آدمی را که شاید جایش آن سوی زمین |  اما مهر صادقانه و بی شائبه‌اش گاه، از تپش قلب، پرتلاطم‌تر بود | به یکباره کلّی دوست تازه پیدا کردیم! | حتی مثل یک خانواده شدیم | فرصت پیدا کردیم دستور زبان تازه خودمان را خلق کنیم! | یادت هست؟

یادت می‌آید شادی آن شبی را که فرهادی اسکار گرفت؟ | یادت می‌آید روزهای تلخ یا شیرینی را که دوستی دربند یا آزاد شد؟ | ساعات کشدار و تمام نشدنی انتظار برای فهمیدن نتیجه مذاکرات را یادت هست؟ | باران بی‌دریغ لايک‌هایی که به نشانه همدلی در هر خوشی یا ناخوشی بر صفحه‌ات می‌بارید را چطور؟ | یادت هست؟

حالا اما... | از خودت می‌پرسی: | ما چگونه و چرا | آن بهشت‌های بکر و مجازی را هم | مثل این دنيای واقعی | آلوده و بدترکیب و بدخاطره کردیم؟ | با این همه حسد و تبختر و زیرآب زنی و شایعه و ناراستی و لوس بازی و... دروغ! | مایی که قرار بود دستِ هم را گرفته و دوستِ هم باشیم | یادت هست؟

ارسال کننده: حسین دهباشی
تاریخ: 14 مرداد 1395
یادداشت 289

از قریهء تُرکمانچای تا پایگاه شهید نوژهء همدان:

یادداشت 288

چقدر این یادداشت ساده و آشتی‌جویانه و شجاعانه و خوب است. پ.ن: خانم کوهنورد، خبرنگارِ میدانیِ بی‌بی‌سی در سوریه، عراق و لبنان هستند

یادداشت 287

آری!امثال نگارنده نیز،ازشدت تمرکز براموری که نزدیک‌تر به چشم‌شان است،چه‌بسا ندیده و غافل شده‌اند از مانند این مصوبه مهم ودوبرگی که حتما صدها گره باز می‌کند از کار فروبستهء دردمندان و نیازمندان

یادداشت 286

اختلاف منظر و نظر سیاسی وِ اساسی و بسیار به جای خود

یادداشت 285

دوستانِ دولتی و روزنامه‌هایشان،

یادداشت 284

۹۰ درصد از اهالى این مملکت هنوز با معیارها و ملاکهاى مذهبى زندگى مى‌کنند.

یادداشت 283

‏هشدار:

یادداشت 282

‏آیا دولتِ مُعزّز یازدهم، مظلوم و تنها و بی‌صدا است؟ واقعا؟

یادداشت 281

‏از صفحه زهرا فرهنگ‌نیا:

یادداشت 280

‏المپیک ۱۹۵۶ ملبورن | غلامرضاتختی | پرچمدارِ کاروانِ ایران

یادداشت 278

‏در بابِ مهمترین ریشهء فساد و ناکارآمدی در موسسات و شرکت‌هایِ دولتی:/ حسین دهباشی

یادداشت 277

‏در احوالات ارتش و سپاه: