یادداشت‌ها

یادداشت 269

به احترامِ نام و نشانِ زیبا و مغرورِ هُما/ حسین دهباشی

بچّه که بودمـ | یه بار نمی‌دانمـ در کُدامـ فرودگاه دُنیا | پدرمـ از پُشت شیشه  و از بینِ کُلی هواپیماهایِ کشورهایِ دیگر | یکی از هواپیماهایِ هُما را نشانمـ داد و گفت: اون آرم‌اش را ببین! از ایران اومده! | پُرسیدمـ: مگه علامتِ ایران اون پرچمـ سه رنگ که بالایش سبز است و پایین‌اش سُرخ و این‌ها نبود؟ | نشانِ آن همایِ قشنگِ آبی را دوباره نشانمـ داد و گفت: این همـ مثلِ همون پرچمه!

آن‌قدر نگاهش کردمـ که از بینِ هواپیماهایِ دیگر دورِ دور شُد | بعدها هم دیگر هیچ چیز، مثل دیدنِ آرمِـ هواپیماهایِ هُما در یک فرودگاه خارجی اشکِ در مشک‌امـ را در نمی‌آورد | در دل جوری قُربان‌صدقه‌اش می‌رفتمـ که انگار جان دارد! | حتّی آن‌وقت‌هایی که دل‌امـ می‌گرفت از اینکه کمـ‌کمـ سوت‌‌شان کردند در دورترین و پرت‌ترین و ارزان‌ترین و کثیف‌ترین راهروهای فرودگاه‌ها | حتّی وقتی کُهنه می‌شُدند و باتاخیرهای زیاد و خطرناک...

به قولِ حمیدِ هامون | هُما عشقِ من بود | جانِ من بود | مالِ من بود! | و بی‌هیچ مُبالغه‌ای قشنگ‌ترین و معنادارترین آرمـ در بینِ همهء خطوطِ هواپیمایِ دُنیا... | و راست‌اش آن‌روز که پرواز IR655 مان را با ۲۹۶ مسافر رویِ خلیج‌فارس زدند | شاید به اندازه دیدنِ پیکرِ مطهرِ هرکدامـ از آن آدمـ‌ها | از تماشایِ قطعه‌های تکه‌پاره هما بر رویِ آب آتش گرفته بودمـ

راستی! یادمـ آمد که نمی‌دانمـ به پیشنهادِ کُدامـ آدمِـ باشعوری هرکدامـ از هواپیماهایِ ما یک اسمـ اختصاصی و قشنگ داشت | که دُرشت و با خطِ نستعلیق رویِ بدنه و نزدیکِ کابین خلبان‌هایشان خوش‌نویسی کرده بودند: | «خوزستان»، «کردستان»، «آزادگان»،...

حالا این‌ها را نوشتمـ | که اصلا گورِ پدرِ این غربی‌هایِ نامرد و عهدشکن و خالی‌بند و زورگو! | اگر در اثر این برجامِ بی‌فرجام و بدسرانجام | دستِ‌کمـ بابی برای زیاد و سرحال و نوشُدنِ نازنین هماهایِ ما همـ گشوده می‌شد | باز هم قبول...

 

ارسال کننده: حسین دهباشی
تاریخ: 01 مرداد 1395
یادداشت 359

دو آزادی در یک روز:

یادداشت 358

برای خواندن سلسله مطالب "مسافر جاده هراز" زندگی نامه خودنوشت افشین علاء به کانال شخصی او مراجعه فرمایید.

یادداشت 357

هو الله

یادداشت 356

در نقد مقایسه رذیلانه‌ی انتخاب ترامپ و انتخاب احمدی نژاد / علی علیزاده

یادداشت 355

من مرگِ هیچ معلّمی را باور نمی‌کنم!/ در سوگِ تورانِ میرهادی

یادداشت 354

‏[ از شُمارِ دوچشم | یک تن کم | وز شُمارِ خرد... | هزاران بیش ] «تورانِ میرهادی» | نازنین دُردانهء آموزش و پرورشِ نوینِ ایران درگذشت

یادداشت 354

اُمیدِحسینی | که البتّه نگاهِ سیاسی بسیار متفاوتی با نگارنده دارد | نیازی به هیچ تبلیغی ندارد | وبلاگِ «آهستان» که در شمارِ پُرمغزونغزترین ذخایرِ جناحِ اصولگرایِ مجازستان بوده است، هم! | و کانالِ تازه تاسیسِ او در تلگرام نیز لابُد چنان می‌شود | خواندنی و لب‌ریز و لب‌سوز و لب‌دوز!| علیکم به عضویت و پیگیریِ آن:

یادداشت 353

کتاب‌های زرد می‌توانند رقیب فضای مجازی و ماهواره باشند

یادداشت 352

پیامی سرگشاده به بچه‌های بالا! / در فضیلتِ پیشگیری قبل از درمان!

یادداشت 350

دودوتا؟ لُبنان‌تا!/ مهردادِ فرهمند

یادداشت 349

محسن میردامادی |سردبیر روزنامه سلام، دبیرکل جبهه مشارکت: " شورای امنیت سازمان ملل صلاحیت ندارد، ملّت آمریکا به وظیفهء خود در مورد گروگانگیری ما عمل کنند، همه کسانی که در سفارت آمریکا کار می‌کردند از نظر ما مجرم و جاسوس هستند، محاکمه را ممکن است به دادگاه لاهه بسپاریم، اگر آمریکا را محکوم کرد قبول می‌کنیم، در غیر این صورت رای آن هیچ بها و ارزشی برای ما ندارد..."

یادداشت 348

‏شمریم! اگر روزِ ستم خاموشیم خون است! اگر آبِ خُنک می‌نوشیم آن‌سویِ جهان کرب و بلایی بر پاست ما هم دلمان خوش است! مشکی پوشیم!