یادداشت‌ها

یادداشت 12

نصیر عصار، هم درگذشت!

نصیر عصار، معاون نخست وزیر و سرپرست اوقاف ایران (۱۳۴۳ – ۱۳۵۰) و دبیرکل پیمان سنتو (۱۳۵۰-۱۳۵۴)، بامداد سیزدهم مهرماه (پنجم اکتبر) در شهر راکویل ایالت مریلند آمریکا درگذشت.
نصیر عصار، فرزند سید محمدکاظم عصار تهرانی (۱۳۰۱ق در سامرا - ۱۹ دی ۱۳۵۳ ش در تهران) روحانی ایرانی و استاد فلسفه دانشگاه تهران و به همراه سید نصرالله اخوی و محسن صدر و شیخ علی بابا فیروزکوهی و عبدالله حائری و منصور عدل از نویسندگان قانون حقوق مدنی ایران بوده و از جمله شاگردان وی ۱. نجفی مرعشی ۲. جلال الدین آشتیانی ۳. امیری فیروزکوهی ۴. سید محمدتقی خوانساری ۵. محمدتقی دانش پژوه ۶. سید احمد فردید ۷. بدیع الزمان فروزانفر ۸. حمید فرزام ۹. عبدالجواد فلاطوری ۱۰. مهدی محقق ۱۱. علی نقی منزوی ۱۲. سید مصلح الدین اصفهانی ۱۳. سید حسین نصر ۱۴. منوچهر صدوقی س‌ها ۱۵. محمدتقی فلسفی ۱۶. نصر الله شاه آبادی ۱۷. نور الله شاه آبادی ۱۸. جواد مناقبی و... را می‌توان نام برد.

حسین دهباشی و سیدمحمدحسین منظورالاجداد افتخار این را داشتند که در سال ۱۳۸۸ گفتگوهای پژوهشی و تاریخی مفصلی در جریان مجموعه «تاریخ شفاهی و تصویری ایران در عصر پهلوی دوم» با او داشته باشند. گفتگوهایی که قرار بود در شمار دیگر کتب این مجموعه منتشر شود اما پس از انتشار تنها جلد نخست، تا آینده‌ای نامعلوم متوقف شد.

نصیر عصار خود نیز پیش‌بینی می‌کرد، انتشار خاطرات خود را در دوران حیات خویش نبیند. لینک ذیل قطعه‌ای بسیار کوتاه از حدود ۲۷ ساعت تاریخ شفاهی زندگی و آثار او است که در منزل شخصی‌اش در شهر بتزدای شمالی ایالت مریلند و برای مجموعه «تاریخ شفاهی و تصویری ایران در عصر پهلوی دوم» تهیه شده است.

https://www.youtube.com/watch?v=haaorKb_G7w

شما یک وقتی که پادشاه مملکت هستید ولی رئیس سه مملکت بزرگ دنیا و فاتح جنگ جهانی بعدی، می‌آیند و در پایتخت شما می‌نشینند سه روز هیچ کس نمی داند می‌نشینند و می‌بندند و می‌بردند و تصمیم دنیا رو می‌گیرندیکی از اینها نمی‌آمد موقع رفتن به این بابایی که اسماً شاه مملکت است بگوید آقا متشکریم که حالا قشون ما این‌جا هستند چیز می‌کنند. بله؟ تا این خودش بیچاره باید چیز بکن یک جوری شنیدم یک جوری حالی بکند که آقا بالاخره مهمان ما هستید شما این سه روزه.

ایشان پا شدند رفتند به دیدن آقایان. بله برای اینکه چیز که اصلاً حرکت نمی‌کرد یادم نیست روزولت رئیس جمهور آمریکا که ... رو صندلی چرخ دار بود چرچیل هم که اصلا تکان نمی خورد فقط استالین آمد دیدار. نه ایشان رفت دیدار استالین بعد رفت سفارت شوروی  یادم افتاد در همان دفتری که اینها جمع می‌شدند پشت سفارت شوروی بود. شاه آن موقع هیچ چیز و هیچ کس را نداشت، جز مردم ایران. او هم واقعا کاری می‌کرد که به اصطلاح مردم دوست‌اش داشته باشند. به راهنمایی پیرمردها و بزرگ‌ترهایی که خیر و صلاح او را و ایران می‌خواستند هم توجه می‌کرد

اما یواش یواش چیز شد مرحوم شاه مثل هر انسانی که می‌بیند حرفش در رو دارد یواش یواش به حرف خودش هم معتقد می‌شود یواش یواش یواش یواش دیگر نمی‌خواست حرفی ولو از معتمد معتمدین خودش بشنود که بشنود یا حتی حالا مخالف که نباشد ولی بگویند  اگر مثلا آن جوریش بکنیم بهتر است. یواش یواش این جور شد من خیال می‌کنم که با چیز با همان اولین ناراحتی مزاجی که پیدا کرد یک قدری هم حوصلش کم شد...

تکه ای از مصاحبه تاریخ شفاهی با نصیر عصار | پوتومک | مریلند | آمریکا  | زمستان 2009

ارسال کننده: حسین دهباشی
تاریخ: 15 مهر 1394
یادداشت 359

دو آزادی در یک روز:

یادداشت 358

برای خواندن سلسله مطالب "مسافر جاده هراز" زندگی نامه خودنوشت افشین علاء به کانال شخصی او مراجعه فرمایید.

یادداشت 357

هو الله

یادداشت 356

در نقد مقایسه رذیلانه‌ی انتخاب ترامپ و انتخاب احمدی نژاد / علی علیزاده

یادداشت 355

من مرگِ هیچ معلّمی را باور نمی‌کنم!/ در سوگِ تورانِ میرهادی

یادداشت 354

‏[ از شُمارِ دوچشم | یک تن کم | وز شُمارِ خرد... | هزاران بیش ] «تورانِ میرهادی» | نازنین دُردانهء آموزش و پرورشِ نوینِ ایران درگذشت

یادداشت 354

اُمیدِحسینی | که البتّه نگاهِ سیاسی بسیار متفاوتی با نگارنده دارد | نیازی به هیچ تبلیغی ندارد | وبلاگِ «آهستان» که در شمارِ پُرمغزونغزترین ذخایرِ جناحِ اصولگرایِ مجازستان بوده است، هم! | و کانالِ تازه تاسیسِ او در تلگرام نیز لابُد چنان می‌شود | خواندنی و لب‌ریز و لب‌سوز و لب‌دوز!| علیکم به عضویت و پیگیریِ آن:

یادداشت 353

کتاب‌های زرد می‌توانند رقیب فضای مجازی و ماهواره باشند

یادداشت 352

پیامی سرگشاده به بچه‌های بالا! / در فضیلتِ پیشگیری قبل از درمان!

یادداشت 350

دودوتا؟ لُبنان‌تا!/ مهردادِ فرهمند

یادداشت 349

محسن میردامادی |سردبیر روزنامه سلام، دبیرکل جبهه مشارکت: " شورای امنیت سازمان ملل صلاحیت ندارد، ملّت آمریکا به وظیفهء خود در مورد گروگانگیری ما عمل کنند، همه کسانی که در سفارت آمریکا کار می‌کردند از نظر ما مجرم و جاسوس هستند، محاکمه را ممکن است به دادگاه لاهه بسپاریم، اگر آمریکا را محکوم کرد قبول می‌کنیم، در غیر این صورت رای آن هیچ بها و ارزشی برای ما ندارد..."

یادداشت 348

‏شمریم! اگر روزِ ستم خاموشیم خون است! اگر آبِ خُنک می‌نوشیم آن‌سویِ جهان کرب و بلایی بر پاست ما هم دلمان خوش است! مشکی پوشیم!